سيد صادق سجادى

76

تاريخ برمكيان ( فارسى )

رسيد - و ابن بختيشوع كه نويسندگان بعدى بعضى روايات مربوط به برمكيان را از او نقل كرده‌اند ، و ابو زكّار آوازه‌خوان در مجلس وى بودند - وى را بيرون كشيد و سرش ببريد و نزد هارون برد « 1 » . به گزارش مسعودى ، جعفر كوشيد بدين دستاويز كه خليفه بعدا ازين فرمان پشيمان خواهد شد ، مسرور را از قتل خويش باز دارد ، امّا راه به جايى نبرد و مسرور او را به اقامتگاه هارون برد و بكشت « 2 » . اين واقعه شب شنبه پايان محرّم يا آغاز صفر 187 ق اتفاق افتاد « 3 » . يعقوبى آورده كه پيكر جعفر را فرداى آن شب به بغداد بردند و سه پاره كردند و بر پلهاى آن شهر بياوختند « 4 » . چون سر جعفر را نزد هارون بردند ، بر بالاى آن بايستاد و گناهانش را برشمرد و زان پس ابياتى سرود . آنگاه به توجه جعفر به احكام نجوم و اعتقاد به سعد و نحس روزگار اشاره كرد و گفت كه اگرچه از مرگ مىگريخت امّا مرگ چنان به سراغش آمد كه هيچ منجّمى آن را از او نتوانست بگرداند « 5 » . جعفر هنگام مرگ 45 و به روايتى 37 سال داشت « 6 » . بعضى از نويسندگانى كه داستان جعفر و عباسه را ياد كرده و آن را علّت اصلى زوال برامكه شمرده‌اند ، آورده‌اند كه پس از قتل جعفر ، به فرمان هارون دو فرزندى را كه از او و عباسه در وجود آمده بود و گويا در مكه مىزيستند به قتل آوردند « 7 » . 2 - وزير در زندان دربارهء چگونگى بازداشت برمكيان ، مصادرهء اموال و سقوط نهايى آنها ميان مورّخان اختلاف بسيارست . مسعودى در داستان قتل جعفر آورده كه هارون در آن وقت به انبار بود و پيش از آنكه مسرور را بدان مأموريت فرستند ، سندى بن شاهك را

--> ( 1 ) . طبرى ، 8 / 294 - 295 ؛ ابن خلكان ، 1 / 336 - 337 ؛ قس : مسعودى ، همانجا . ( 2 ) . مروج ، همانجا . ( 3 ) . ابن خلكان ، همانجا ؛ طبرى ، 8 / 294 - 295 ؛ قس : يعقوبى ، تاريخ ، 3 / 153 ؛ چ نجف . ( 4 ) . يعقوبى ، تاريخ ، 3 / 152 ؛ طبرى ، 8 / 296 - 297 . ( 5 ) . ابن خلكان ، 1 / 339 ؛ مسعودى ، مروج ، 3 / 380 . ( 6 ) . مسعودى ، مروج ، 3 / 386 . ( 7 ) . اتليدى ، 92 ؛ تاريخ آل برمك ، مجموعه شفر 51 .